محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

39

تحفه خانى ( فارسى )

مخاطره است و بعد از وجود مانعى سعى در اطلاق طبيعت بايد كرد و محرور را به مثل اطريفل و گلقند مقوى بملين مناسب است و مبرود را به مثل معجون كمونى كه اجزاى او را بسيار نرم نكوفته باشند و از آنچه موجب انحدار غذاست از معده سه نخود صبر سقوطرى يا نصف درم صبر و نيم درم علك بطم كه صمغ حب الخضر است و دانگى بوره ارمنى و يا رومى و ازين اخف دو نخود « 1 » علك بطم است و اگر گاهى با اين مثل ادويه اقل ازو از نخود بياميزند صواب بود اگر به اينها احتباس طبيعت نگشايد اندك افتيمون با شربت بادرنجبويه آميختهء با آب گرم مقدارى كه طبيب مناسب داند بخورد زيرا كه مفيد اطلاق طبيعت است و اگر هيچ‌كدام ازين‌ها را طبيعت قبول نكند علاج نوم طويل است و هجر غذا يك روز و شب تمام و بعد از آن دخول حمام و نشستن زمانى معتدل و بعد از آن تلطيف غذا و اگر با وجود اين همه تدبير است استمرار انحدار واقع نشود و ثقل و تمدد معده در ازدياد شود و كسل متضاعف گردد ببايد دانست كه امتلاعى عروق است از فضول چه بسيار است كه غذاى كثير اگرچه در معده هضم مىيابد اما در عروق هضم نمىيابد بلكه موجب تمدد و ثقل و تمطى كه معتبر بخاميازه است و كسل بدن مىشود و درين حين معالجه بادويه مسهله كه از عروق بطريق جذب اخراج آن فضول كند بايد كرد و اختيار اغذيه حاره كه تدارك ضرر آن كند سكنجبين بزوريست يا سكنجبين ساده اگر بزورى پاشد بقند اولى است اصحاب امزجه حاره و اهل شباب را بعسل اولى است اصحاب امزجه بارده رطبه و مشائخ را و ببايد دانست كه غذاى لطيف اخفطست مر صحت را و غذاى غليظ احفظ است مر قوة و اختيار فواكه در اثناى طعام

--> ( 1 ) يا سه نخود